
با عرض سلام خدمته دوستانه گلم این وبلاگ به آدرسه
زیر انتقال یافت..

HTTP://ASHEGHANEH-LOVE.BLOGFA.COM
خوشحال ميشم يه سري بزني اينجا نظر يادت نره
عزيزم..
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤
¤¤
¤

لطفآ ..نظر بدید.. آخه با نظراته شما من
دارم کارمیکنم رو وبلاگم..
هدفه من جلبه رضایته شماست..
پس..!! نظربده..گلم
دوستتون دارم
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ
![]()
مدیره وبلاگ: مرتضی تنها..!!![]()
سلام تنها بهونه واسه زندگی.

من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ...
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
وعشــــــــــــــــــــــــــــــــــق يعنی تو..
غریبه ؛ تنها بودم تو زندگی ........................ هیچکسی همدم و یاورم نبود
تنهایی عالمی داشت برای من .................. زندگیم از غم و غصه خالی بود
تا یه روز اومدی تو ؛ تو زندگیم .................. گفتی که همدم و یاورم میشی
گفتی که عاشقمی ، دوستم داری ................. دیگه هیچ موقع تو تنها نمیشی
به تو گفتم رودلم پا نذاری ........................... من و بازی ندی تنهام بذاری
گفتی نه ؛ دوستت دارم از ته دل ................. می مونم با تو هر جا که باشی

دوتایی مسافر عشق شدیم .............................. انگاری از همه غافل شدیم
دل زدیم به جاده و تاریکی هاش .................. دل خوش روشنی عشق شدیم
اما تو همسفر من نبودی ................................ شایدم از اول عاشق نبودی
تا یکی بهت گفت که دوستت داره ................. بی خبر رفتی که با من نمونی
این بود اون عشق پر از مهر و صفا ...... این بود اون دوست داشتن پر از وفا
مگه تو قول ندادی با من باشی ..................... نری و جام نذاری توی غم ها
حالا من تنها تو جاده .................................................. یه مسافر غریبم
توی تاریکی میسوزم ........................................... گر گرفته تار و پودم
کاشکی که بودی می دیدی ................................... که چه آوردی به روزم

رفتی و نشون نذاشتی ............................................. واسه من تو عزیزم
اما یادت باشه روزی ........................................... میرسیم به هم دوباره
می دونم تنها می مونی ........................................... عاشقیت دووم نداره
تو شکستی دل و اما .......................................... من هنوز عاشقت هستم
هر جای جاده که باشم ....................................... بی تو من یه دل شکستم
*****************عشق و مرگ******************
اگه يه روز رفتي و برنگشتي بهت قول نميدم
منتظرت ميمونم اما ازت يه خواهش دارم وقتي
اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري
*******************زندگی
*************************
وقتي زندگي صد دليل براي گريه به تو نشون
مي ده تو هزار دليل براي خنديدن به اون نشون بده
غمگین تر از زمستان کیست ؟
پاییز - او هیچ گاه بهار را ندیده است

=============تکیه به شونه هام نکن ..==============
تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم
ما که به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم
حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم
من نه قلندر می شم و نه قهرمان قصه ها
نه برده حلقه به گوش من مثل اون فرشته ها
من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیم
قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم
**************** بوسه****************

گفته بودم که اگر بوسه دهي توبه کنم که
دگر باره از اين گونه خطا ها نکنم بوسه
دادي و چو بر خواست لبم از لب تو توبه
کردم که دگر توبه بيجا نکنم.
عشق يعنی سرزمين پاک من
عشق يعنی لحظه بيداد من
عشق يعنی ليلی و مجنون شدن
عشق يعنی وامق و عذرا شدن
عشق يعنی مسجد الاقصی من
عشق يعنی کودک فردای من

عشق يعنی کلبه ی دل ساختن در قمار زندگی جان باختن
عشق يعنی چشمهای پر از خون درد و غم يکی بهم آميختن
عشق يعنی دردهای بی شمار گريه کردن؛سوختن؛افروختن
عشق يعنی کلبه ی اسرار من

عشق يعنی مخزن خون درد و غم بهم آميختن
عشق يعنی مخزن اسرار من
فقط می تونم بگم خيلی دوستت دارم.
=============کاش می شد عشق را..=============
کاش می شد عشق را تفسير کرد خواب چشمان تو را تعبير کرد.
کاش می شد همچون گلهای ساده بود سادگی را با تو عالمگير کرد.
کاش می شد در خراب آباد دل خانه احساس را تعبير کرد.
کاش می شد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد.
دلت جای ديگريست بگو! من به تو اعتراضی نمی کنم...فقط می دانم که در اين
صورت دل من هرگز به بازار فروش نخواهد آمد.به درون سينه ام خواهد لغزيد و آنقدر در
آنجا خواهد ماند تا خداوند آن را همراه با روح و جسم من به سوی خويش بخواند...
آخر برای عشق های ما زندگی خيلی کوتاه است...در يک زندگی بيش از يک عشق واقعی نمی توان داشت!
کوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد.
به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد.
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد.
به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد.
و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشک از ديدگانش جاری شد و گفت؟ ديوانگيست!!!

به کودکی گفتند عشق چيست؟ گفت بازی.
به نوجوانی گفتند عشق چيست؟ گفت رفيق بازی.
به جوانی گفتند عشق چيست؟ گفت پول و ثروت.
به پير مردی گفتند عشق چيست؟ گفت عمر.
به عاشقی گفتند عشق چيست؟ چيزی نگفت:آهی کشيد و سخت گريست.
نمی خواهی دستانت را به من بسپاری؟
نمی خواهی ميزبان دلتنگی هايم باشی؟
نمی خواهی حلقه ياس های سپيد را به گردنم بياويزی؟
نمی خواهی شبنم های اشتياق را به چشمانم هديه دهی؟
نمی خواهی گونه هايم را به شفافيت شرم بياميزی؟
نمی خواهی دوباره به معصوميت نگاهم سوگند بخوری؟
نمی خواهی زمزمه کنی:به عظمت اشکی که در ديده ات می درخشد

به عظمت سکوتی که در زندگی ات جاری است
و به عظمت تمام دلشکستگی های بی صدايت
هميشه کنارت خواهم ماند؟نمی خواهی....
گيرم كه در باورتان به خاك نشسته ايد..
وساقه هاي جوانم از زربه ها تبرهاتان زخم داراست..
باريشه چه ميكنيد.؟

گيرم كه بر سره اين بام به نشسته در كمين پرنده اي..
پروازرا علامت ممنوع ميزني..!!
باجوجه هاي نشسته در آشيِانه چه ميكنيد.؟
گيرم كه ميزنيد. گيرم كه ميبريد.گيرم كه ميكشيد.
با رويشه ناگذيره جوانه چه ميكنديد..؟؟
اینم یک دکلمه از.داریوش. عزیزم که خیلی
پرمعناست.!!و منم یکی از طرف دارانه داریوشم![]()
قسم به عشق ،به انتظار،به پنجره! قسم به شب،به آسمان،به باران قسم به تو، به عشق تو، به مهر تو! هرگز به جاده تردید گام نخواهم گذاشت... نگاهت را به من بسپار! امانتی هایت را کنار رازقی های دلم، در جنگل احساسم و در کلبه عشق پنهان کردم...! تو می دانی نگاهت به بهانه

نفس کشیدن من است به من بنگر! هر بار که مهتاب را به من ترجیح می دهی نمی دانی چه دردی می کشم! تو سکوت می کنی و من تا بی انتهای آوارگی گریه می کنم... قسم به دل،به اشک،به ماتم قسم به روز ،به آسمان،به مهتاب سکوت من نشانه گلایه نیست فقط کمی با دل من مدارا کن
!در انتهای تنهایی خویش ... بین ماندن و رفتن ... بین بودن و نبودن ... بین نیاز و
استغنا ... بین خاموشی و فریاد ... رفتن را برمیگزینی !
حسی گنگ و نامفهوم با معنایی به وسعت اندوه تو را در بر می گیرد و بغضی خاموش

گلویت را می فشارد. میشکنی ... میشکنی و از مرور خاطره ها خیس میشوی !
می دانی در زیر لایه های سکوت و فراموشی خواهی پوسید . می دانی در زیر لایه های
سکوت و فراموشی خواهی پوسید.

می دانی در چشم این رهگذران غریبه مهجور خواهی ماند. آری خوب می دانی
که از خستگی حرف های بر دل مانده مچاله خواهی شد ... ولی رفتن را بر می گزینی.
می دانی دوباره باید پشت این حصارهای تودرتو خالی برای بودن تلاش کنی و باز با این
روزمرگی بیهوده بجنگی اما رفتن را بر می گزینی!
می روی و سکوت پیشه می کنی و آنقدر غرق در این سکوت می شوی که می خواهی

سکوتت را فریاد کنی! .... با تمام وجودت فریادکنی! .... با تار و پودت!
پس دوباره باز میگردی .... ولی می دانی آری خوب می دانی که سکوت را نمی توان فریاد زد.
و ای کاش کسی معنای این سکوت ا می فهمید!
اگر میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام بدان که عاشقم....
اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال بدان که عاشقم....
اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام ، چشم به آسمان دوخته ام وستاره ها
را می شمارم بدان که عاشقم....
اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ
عشق گوش میکنم بدان که عاشقم....

اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است بدان که عاشقم....
اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام
و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم بدان که عاشقم...
اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام بدان که عاشقم....
اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم و دسته میکنم
و با لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم بدان که عاشقم....
اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم بدان که...![]()
بودي با تو ميمانم ولي رفتي وگفتي كه اينجا جا نبود من دعا

كردم براي بازگشتت دستهاي تو ولي بالا نبود باز گفتي كه فردا
ميرسد كاش روز ديدنت فردا نبود
تو که با مشعل شادی اومدی بخونه ی من
مثل یک نور امیدی تابیدی بکلبه ی من
وقت رفتن چرا با من خداحافظی نکردی

با پیامی با سلامی دلم رازی نکردی
چکنم آروم نمیشه توی سینه این دل من
هنوز حرفات توی گوشم میزنه زنگ .
=================دوستت دارم را من=======================
دوستت دارم را من دلاويزترين شعر جهان يافته ام
اين گل سرخ من است
دامني پر كن از اين گل كه دهي هديه به خلق

كه بري خانه دشمن
!كه فشاني بر دوست
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست
ما رو باش خيال مي کرديم هميشه يکي رو داريم

وقتي خورشيد حقيقت از خواب قصه برآشفت
تازه فهميدم چه آسون چشم تو به من دروغ گفت
هاج و واج رد نگاتو به گلاي قالي دوختي
بگو اون همه عشقو به چه قيمتي فروختي؟
تو به فکر من نبودي توي گرگ و ميش مهتاب
حتي اندازه چشمي که يهو مي پره از خواب
زند گی رود خا نه ای است
که از دهکده ی عشق و غم می گذرد
و من ان را همیشه پژ مرده احساس
می کنم

اما هرچه غم ناک است
اما غروب زیبایی دارد
ای کسی که به خا طر طلوع ان نگرانی
غروب زند گی رنگین تر است
این را بدان
**
******* نگو بار گران بوديمو رفتيم *********
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربونبوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست.
بگو با ديگران بوديم و رفتيم.
**
***************
کاش می دانستی************** کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتیاست. شاید دیگر چشم به راهم نمی گذاشتی.
وقتی دیدی یه حسی هست که داره درونت غوغا میکنه
حسی که با و جود اون لحظه حال مثل رویا می مونه
حسی که با تکیه به اون میگی می تونم دنیا رو وارونه کنم
بدون عزیزم عاشق شدی و حالا وقتشه که بهت بگم
جای من رو خالی کن

وقتی دیدی که خیلی دوسش داری وقتی که می خوای جونتو به پاش بزاری
جای من رو خالی کن
وقتی دیدی نمی تونی بهش دروغ بگی وقتی که باخنده اون جون می گیری
جای من رو خالی کن
وقتی زیر بارون قدم زنون از عشقو زندگی می گفتین
جای من رو خالی کن
حس لمس کردن دستاتو وقتی اون گل از گلش می شکفه
وقتی اون ازباتوبودن احساس خوبی داره یاوقتی که گاهی اون حرمت نگاهتو میشکنه
جای من رو خالی کن

وقتی یه هو هواابری میشه وقتی نبض دستاشوحس نمی کنی
وقتی دیدی نبض دستاش حالا دیگه می زنه با نبض دستای دیگری
جای من رو خالی کن
وقتی که توی خیابون قدم زنون می بینی دستاش تودست یه غریبه ست
وقتی تماسهای تلفنیش کمتروکمتر میشن وقتی می بینی فردغریبه همه جاهمراهش ست
جای من رو خالی کن
وقتی می بینی باحرفهای دروغ باصدتاآسمون ریسمون به هم بافتن
باصدبارخودشو به مریضی زدن میگه دیگه بریدم وزندگی روباختم
جای من رو خالی کن

حالا می خوای چه کار کنی؟ صبح تاشب میری اونوتعقیب میکنی
که شایدبتونی یه بهونه پیدابکنی تابه حرفاش درباره فردغریبه اطمینان کنی
ساده بگم بهونه ای پیدانمی کنی تابا اون خیالتوراحت بکنی
حالا که خوب حس میکنی اگه به یه عاشق دروغ بگن چه حالی پیدامیکنه
یا این حس که یه عده آدمو اجیر کنن تاپشت سرت صفحه بزارن و تهدیدت کنن
جای من رو خالی کن
وقتی دیگه صداشو نمی شنوی وقتی دیگه حضورشو حس نمی کنی
وقتی دیگه اطمینان حاصل می کنی که تاابدنمی تونی دستاشوبگیری ونگاش کنی
جای من رو خالی کن

بعدیه مدت وقتی دیدی که بارفتنش تمام خوشی های عالم بهت روکرده
بعدچند ماه وقتی دیدی دنیا بدون اون قشنگتره
جای من رو خالی کن
یادته یه روزی من تو بودم واون تو یادته با دلم چه ها که نکردی تو
حالاکه فهمیدی من چی کشیدم
جای من رو خالی کن
.تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سر وقت ایی که نیستم
در استانه ی مرگ که زندان زندگی است
تهمت به خویشتن نتوان زد که ریستم

پیداست که از گلوب سر شکم که من چون گل
یک روز خنده کردم و عمری گر یستم
جهان غصه مارا نمی خورد
دل هیچ کوچه ای به یاد ما دلتنگ نمی شود
هیچ مغازه ای به خاطر خانه نشینی ما بسته نمی شود.
ومردم راس قرارهمیشگی
می روند دنبال دلخوشی هایشان.
اما من
به خاطرتو ازکار می افتم
سراغی ازکوچه نمی گیرم
به هیچ مغازه ای سر نمی زنم و
راس ساعت هیچ قراری
لباس نو نمی پوشم
عطر نمی زنم
وکلی مقابل آینه نمی ایستم
تا
خانه نشین رویا های تو شوم
تاثابت کنم شاعران
دروغ نمی گویند.
بگزار یکبارهم که شده
کسی از خودش مایه بگزارد
من اگر تباه شوم
شاعرت بودم.
ساقی به درد سینه ام امشب دوا تویی
حکمت تویی٬ حکیم تویی و شفا تویی
خامش منم٬ سکوت منم٬ پرنوا تویی
از خلوت و سیاهی شب ارمغان منم
روشن تویی٬ ستاره تویی مه لقا تویی
تنها منم٬ غریب منم٬ بی نشان منم

همچون شهاب در دل شب رهگشا تویی
لرزان منم٬ شکسته منم در فغان منم
برقامت شکسته ما مومیا تویی
برجای مانده آتشی از کاروان منم
از یاد برده شعله اندر قفا تویی
از یاد رفته همچو یکی داستان منم
دیوان تویی٬ قصیده تویی٬ ماجرا تویی
برکاروان درد و محن ساربان منم

مقصد تویی٬ مراد تویی٬ رهنما تویی
در بحر عشق زورق بی بادان منم
ساحل تویی٬ امید تویی٬ ناخدا تویی
در مکتبت نشسته و در امتحان منم
پاسخ تویی٬ سوال تویی٬ هر چرا تویی
خود مانده ام چگونه بگویم چسان منم
در دل تویی٬ به دیده تویی٬ هرکجا تویی
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توستاگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنم
دوستت دارم

سر دفتر عالم معناي عشق است
سر بيت قصيده ي جواني عشق است
اي انكه خبر نداري از عالم عشق
اين نكته بدان كه زندگاني عشق است
عشق***عشق
در کنار عشق ما همیشه اما بود
این جاری ریشه از ساقه پیدا بود
آن شب که گفتی باورم کن با تو می مانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب گفتی که با تو هستم تا که دنیا بود
باور نکردم گر چنین جمله زیبا بود
در عمق دریا هرگز یک قطره پیدا نیست
پایان عشق ما پایان دنیا نیست
شهر ما بزرگتر از این می بود
صدای چکاوک ها طنین می انداخت در سکوت باغ
آب در جویبارها جاری می شد
کوچه های تنگ به درازای این شب تار نبود
کاش .......
وسعت خورشید در چشمان ما جای می گرفت
باد دل ما را با خود می برد تا دوردست
نگاه به قشنگی دشت پر از لاله ها می بود
رویا به زیبایی کویر خفته در غم نمی بود
کاش ......
شهر ما به بزرگی دل عشاق می بود
سکوت اوج فریاد عشق در این شهر نمی شد
صدای خوش عشق لابه لای دیدنی ها گم نمی شد
نگاه در حسرت یک لحظه نگاهش نمی پژمرد
کاش .....
پنجره ها تصویر زیبای معشوق را می داشت
حیات به یک لحظه احساس بودنش بسته نمی بود
زندگی در گورستان شهر٬ زنده نمی بود
چشای به دیدن راضیه من٬ در مدفن عشق نمی مرد
کاش .....
کاش شهر ما به بزرگی دل عشاق می بود.
اي شب از روياي تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
اي به روي چشم من گسترده خويش
شاديم بخشنده از اندوه خويش
همچو باراني كه شويد جسم خاك
هستيم زآلودگي ها كرده پاك
اي تپش هاي تن سوزان من
آتشي در سايه مژگان من
اي زگندم زارها سرشاتر
اي ززرين شاخه ها پربارتر
اي بگشوده بر خورشيدها
در هجوم ظلمت ترديدها
با توام ديگر زدردي بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختيم نيست
اي دل تنم من و اين بار نور؟
هاي هوي زندگي در قعر گور؟
اي دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اينت گر كه در خود داشتم
هر كسي را تو نمي انگاشتم
درد تاريكي ست درد خواستن
رفتن و بيهوده خود را كاستن
سرنهادن برسينه دل سينه ها
سينه آلودن به چرك كينه ها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران بافتن
زر نهادن در كف طرارها
گم شدن در پهنه بازارها
آه، اي با جان من آميخته
اي مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرشان
آمده از دور دست آسمانها
از تو تنها بيم خاموشي گرفت
پيكرم بوي هم آغوشي گرفت
جوي خشك سينه ام را آب تو
بستر رگهام را سيلاب تو
در جهاني اينچنين سرد و سياه
با قدم هايت قدم هايم به راه
............
اگه نمی خوای که من ببینمت
تو چشمام فقط تو رو بزارمت
صبح تا شب ببویمت٬ ببوسمت
چون نمی خوای٬ چشام به ندیدنت راضیه
اگه نمی خوای صدات کنم
عشقمو به وسعت نگات فریاد کنم
نفسمو واست فدا کنم
چون نمی خوای٬ لبام به نگفتنت راضیه
اگه نمی خوای پیشم باشی
تو تنهائی هام همدم و همصدام باشی
مرحم زخمای این درمونده شی
چون نمی خوای٬ تنهائیم به تنهائیش٬ راضیه
اگه نمی خوای شادم کنی
دلمو از غصه هاش رها کنی
توشو پر از مهر و صفا کنی
چون نمی خوای٬ دلم به غصه خوردنش راضیه
اگه نمی خوای بهت برسم
به تنها عشق زندگیم من برسم
اینو بدون که لبم٬ دلم٬ چشمام
تنهائی ها و غصه هام٬ به مرگم راضیه٬ راضیه٬....
دختر به پسرگفت : دوستم داري؟! اشک ازچشماي پسر جاري شد ، مي خواست بره که دختر دستشو گرفت واشکاشو پاک کرد و گفت : اگه دوستم نداري اشکال نداره مهم اينه که من دوستت دارم وطاقت ديدن اشکاتو ندارم... پسر سرشو پايين انداخت و گفت : ميدوني چيه؟من دوستت ندارم . من... من بدجوري عاشقت شدم. دختر دستاي پسرو رها کرد و با قيافه اي غمگين از پسر جدا شد. پسرفرياد زد : مگه دوستم نداري؟؟ چرا داري ميري؟ دخترجواب داد : چون دوستت دارم مي خوام تنهات بزارم. پسرگفت : فکر کنم شنيده باشي که ميگن عاشقي که تنها باشه توي دنيا نمي مونه!!! تو که دوست نداري من بميرم هان؟؟؟؟! دخترگفت : آنقدر دوستت دارم که نمي خوام به خاطر من مرتکب گناه بشي! چون ميگن عشق يه جورگناهه پسر: اما عشقم پاکه !! دختر فرياد زد : عشق پاک ديگه هيچ جاي دنيا پيدا نميشه........ وپسر و براي هميشه تنها گذاشت... عشق پاک ديگه حتي توقصه هام معني نداره... ![]()
عزیزم تو جاده فدا شدن اون که هرگز نمیشه خسته منم

اونی که با صد امیدوآرزو دلشو بسته به عشق تو منم
آخه تو..
پاک و نجیبی تو یه احساس عجیبی نکنه فرشته ای تو
میخوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم

میخوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودن
میخوام عشق و جنونمو راهی قصه ها کنم
آخه تو
پاک و نجیبی تو یه احساس عجیبی نکنه فرشته ای تو
اي کاش براي آخرين بار دستان تو را در دستم لمس مي کردم اي کاش يک بار ديگر در چشمان همچون دريايت نگاه مي کردم اي کاش براي آخرين بار حس تو را در مورد خود مي دانستم اي کاش براي اولين بار سر روي شانه هاي پر

مهرت مي گذشتم اي کاش در کنارم مي ماندي و مرا تنها نمي گذاشتي و اي کاش همان گونه که من تو را دوست داشتم تو هم مرا دوست داشتي ولی افسوس که تو من رو تنها گذشتی رفتی
داشتم با خودم فكر ميكردم كه اگه تو را ديدم به تو چي بگم
.قلب گفت:بگو دوستت دارم
.چشم گفت:بگو در فراقت گريه ميكنم
.بيني گفت:بگو بوي تو را در گلستانها ميشنوم
.پا گفت:بگو با تو قدم خواهم زد
.دست گفت:بگو دست تو را خواهم گرفت
.گوش گفت:بگو حرفهاي دل تو را خواهم شنيد
.مغز گفت:در مقابل او سكوت كن
.وقتي ترا ديدم به حرف دلم گوش كردم و گفتم:دوستت دارم
.ولي تو چيزي نگفتي و مرا ترك كردي
و من با خود گفتم:اي كاش سكوت ميكردم
...ولي ميدانم اگر به من علاقه اي داشتي
هيچوقت تركم نميكردي
و اين واقعيت را جز مغز هيچ عضوي از بدنم نپذيرفت
...من ديوونه رو باش كه نفهميدم تو بي رحمي

تو رو باش كه نفهميدي تو شعرم گم شده دردم
من ديوونه رو باش كه به پاي چشم تو سوختم
ولي بعد يه كم بازي تو با من بد شدي كم كم
من ديوونه رو باش كه واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ،واست مردم
من ديوونه رو باش كه به اخماي تو خنديدم
همش يك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چيدم
من ديوونه رو باش كه به خوبيم عادتت دادم
شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم
من ديوونه رو باش كه واست روزامو سوزوندم
خوشي رو تو خودم كشتم ، ولي با چشم تو موندم
من ديوونه رو باش كه كشيدم ناز چشماتو
چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو
من ديوونه رو باش كه خيال كردم تو مجنوني
تو حتي اسم مجنونم ، نه آوردي ، نه مي دوني
من ديوونه رو باش كه قد دنيا دوست دارم.
نه اما من دوست داشتم حالا كه از تو بيزارم
من ديوونه رو باش كه واست خوندم چه قد ساده
تو حرف عاشقونم رو شنيدي ، حاضر آماده
من ديوونه رو باش كه نشستم منتظر ،رسوا
زدي تو زير قولاتو ، گذاشتي باز منو تنها
منو باش كه نفهميدم منو ديگه نمي خواستي
چه قدر ديوونه اي راستي ،چه قد ديوونه ام راستي
منو باش كه با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم
زدي تير و توي ذوقم نداشتي حوصله بازم
من ديوونه رو باش كه تو رو عاشق حساب كردم.

چه قدر ديوونه تر چون باز ، تو رو اينجا خطاب كردم
من ديوونه رو باش كه ،درسته خيلي ديوونم
جهنم مي رم اما نه ، كنار تو نمي مونم
اينم يه نامه ي ابري ، به امضاي يه ديوونه
فقط بيچاره اون كس كه ، يه عمر با تو مي مونه
walk with me in love